محمد معصوم البكري ( نامى )
مقدمه 12
تاريخ سند ( تاريخ معصومى ) ( فارسى )
اكبرى متواتر ديده مىشود « 1 » و در همه وقايع جنگى تا فتح نهائى گجرات بر دست ميرزا عبدالرحيم خانخانان ترددات بهادرانه نموده ، كه اعاده ذكر آن باعث تطويل خواهد شد . القصه مير معصوم مدت اقامت خود را در احمد آباد بشغل نظامى و علمى بسر كرده در سنه 998 ه به خدمت اكبر پادشاه بلاهور حاضر شده مورد انعامات و نوازشات گرديد ، و پادشاه از خدمات حسنهء او خورسند شده پرگنه در بيله و كاكرى و چندوكه در وجه جاگير او مقرر كرد ، و بپوستين خاص سرفراز ساخته او را رخصت نمود تا والدهء خود را ملاقات كرده باز بملازمت درگاه حاضر شود ، و او بتاريخ 14 صفر سنه 999 به بهكر رسيد « 2 » . و بعد از ان كارهائى كه در مصاحبت ميرزا خان خانان يا جداگانه براى استخلاص نصف سند جنوبى از دست ميرزا جانى بيگ ترخان نموده در تاريخ معصومى « 3 » بوضاحت مذكور است . و يمكن كه بعد از فتح سند چندى به بهكر مانده يا على الفور در معيت ميرزا خانخانان بدربار اكبرى رفته باشد ، و از آنجا وقتا فوقتا به بهكر آمده و از كارهاى نظامى و ملازمت فراغت يافته به تعمير و آبادانى جاگير خود پرداخته باشد ، و بقيهء فرصت را در بناى مبانىء فاخره و يادگارهاى عاليه كه بعضى از آنها تا هنوز موجود است صرف كرده باشد . غرض كه بمرور ايام مير معصوم بواسطهء شجاعت و مردانگى و ديگر
--> طبقات اكبرى ، جلد دويم ، ص 370 ) « بملازمت شهاب الدين احمد خان صاحب صوبهء آنجا فائز گشته به تجويز منصب امتياز گرفت » . بنظرم مىرسد كه صاحب مآثر الأمراء درين امر سرنا از ته زده است . ( 1 ) جلد دويم ، ص 370 ، 371 ، 376 ، 382 ، 385 ، 387 ، 388 ، 389 ، 390 ، 410 ، 412 . ( 2 ) راجع متن ، ص 251 . ( 3 ) ايضا ، ص 251 - 257 .